پيام
*ياس*
92/10/17
ذره بين زنده
... در گرماي اتاق هي شعر خوانديم و هي شعر خوانديم که يکهو متوجه شدم ساعت از 9 و نيم شب گذشته است! فکر نمي کنم انجمن جيحون تابحال اينقدر به شکل خودجوش! طول کشيده باشد
ذره بين زنده
کوچه نسيم آب و جاروست با غزلي تازه: تو حرفهايت با نگاهت فرق دارد...
هما بانو
خيلي زيبا گفتين..
ذره بين زنده
ممنونم
برای مشاهده پیام های بیشتر لطفا وارد شوید