سفارش تبلیغ
صبا

کوچه ی نسیم

به نام خدا

شهادت و ایثار متعلق به همه ی آزادگان جهان است... فرقی نمی کند کجای این دنیا باشند. آیه های پر پر خدا در هر نقطه ای از هستی سرآغاز رویشی ابدی هستند... بیتهای قطعه قطعه ی من تقدیم بدنهای قطعه قطعه ی آنان...


بیتهای قطعه قطعه

هی تند تند آیه ی پرپر می آورم

انگار دارم از غزلت سر می آورم


در خواب دیده ام که برای فرشته ها

از شهر کفتران حرم پر می آورم


از من به دوستان بدون سرت بگو

کم کم ز ماجرای تو سر در می آورم


دریا نخواست معجزه اش را نشان دهد

از چشم عشق معجزه ای تر می آورم


آتش حریم ناله ی امن یجیب نیست

آهی به این جزیره ی مضطر می آورم


شاعر که نیستم سر این بیت ها فقط

دارم ادای شعر تو را در می آورم


امروز بیت های دلم قطعه قطعه بود

فردا سروده های غزل تر می آورم

 
|محمدصادق خدایی| 

 


نوشته شده در چهارشنبه 91/11/4ساعت 3:17 عصر توسط محمدصادق خدایی نظرات ( ) |


به نام خدا

یادم می آید یکبار که مشهد مشرف شده بودم و در کنار مضجع شریف حضرت رضا نشسته بودم به این فکر می کردم که کبوترهای حرم چطور به حضرت رضا(ع) عرض ارادت می کنند؟ در همین فکرها بودم که ایده ی یک غزل در ذهنم شکل گرفت و همانجا تمام شد. حاصل شد این چند بیت کبوترانه ای که تقدیم محضر شما محبین موالی خراسان می کنم. به امید گوشه چشمی...


با این زبانِ بسته


ای آفتابِ شعله ورِ روبروی من
طعم سکوت می دهد این گفتگوی من
.
با این زبان بسته چه گویم عزیز دل
ای کاش می سرود کسی از گلوی من
.
از چشمه ی صفای تو شرمنده می شود
دلتنگی حقیرِ شکسته سبوی من
.
یک شهر التماس برایت می آورم
با یک دعای خیر بخر آبروی من
.
هدهد نبوده ام که شوم باخبر ولی
تو باخبر شدی ز غمِ مو به موی من
.
مردم ز طعم میوه ی ممنوعه خسته اند
می آورند گندمشان را بسوی من
.


کفتر که قدِّ خواندن اذن دخول نیست
آقا قبول کن تو همین بغبغوی من... 
|خرداد 1389|

 


نوشته شده در سه شنبه 91/10/26ساعت 12:57 عصر توسط محمدصادق خدایی نظرات ( ) |

به نام خدا

این گفتگو را در آخرین روز کنگره ی شعر دفاع مقدس که در تبریز برگزار شد انجام دادم و درباره موارد مختلفی در حیطه ی ادبیات و شعر گفتگو کرده ایم:

لینک مصاحبه در فارس: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910829001109

 

ارسال به دوستان
گپ و گفت فارس با محمد صادق خدایی
شاعران جشنواره‌ ای سلام!/کسی که مردم را با شعر آشتی داد

خبرگزاری فارس: چه قدر خوب است یک شخصیت ادبی که نیازی شاید به این کار ندارد -مثل «قیصر امین‌پور» که یک فرد شناسنامه‌ داری در فضای شعر معاصر ماست- به این فکر می‌ کند که باید در حوزه ی کودک و نوجوان کار کند.

خبرگزاری فارس: شاعران جشنواره‌ ای سلام!/کسی که مردم را با شعر آشتی داد
به گزارش خبرنگار ادبیات انقلاب اسلامی؛ در بیستمین کنگره شعر دفاع مقدس با "محمد صادق خدایی" شاعر جوان اهل یزد دیداری داشتیم و با او از شعر دفاع مقدس، شهر کودک و نوجوان و ... به گفت و گو نشستیم.

 

فارس: خودتان را معرفی بفرمایید.

محمد صادق خدایی هستم از یزد.

 

فارس: متولد چه سالی هستید؟

 متولد سال شصت و هفت هستم.

 

فارس: چند وقت است که شعر می‌گویی؟

اگر با کارهای دانش‌‌آموزی حساب کنیم، از سال ‌های هشتاد به این طرف مشغول شعر گفتن بودیم.

 

فارس: یعنی در دوره دانش‌آموزی هم مشغول شعر گفتن بودید؟

بله.

 

* کسی در آموزش و پرورش شاعر نمی شود

 

فارس: چقدر مدرسه و فضای آموزشی روی شاعر شدن شما تأثیر داشت؟

نه فقط من، فکر می‌کنم در این سال ‌ها سهمیه فعالیت ‌های آموزش و پرورش خیلی کم بوده است! مگر برای دانش ‌آموز هایی که شاخص بودند و در مسابقات کشوری شرکت می ‌کردند. یک گزارش‌ هایی راجع به شعر دانش ‌آموز داده می‌ شود، اما از لحاظ کشف استعدادها هم الان و هم دوره ی ما ضعیف بوده است. فعالیت‌ هایی انجام می شود، یعنی شاعران به عنوان شاعر به آموزش و پرورش معرفی می‌شوند نه این که در آموزش و پرورش شاعر بشوند!

 

فارس: یعنی سال‌ها پیش آموزش و پرورش استعدادهایی را کشف می‌کرد، ولی الان متاسفانه دارد پخته‌خواری می‌کند!

متاسفانه بله!

 

* نسل قبل از ما اکثرا دست آورد آموزش و پرورش اند

 

فارس: چه پیشنهادی جهت تحول نگاه به شعر در آموزش و پرورش دارید؟

تجربه دهه ی شصت آموزش و پرورش خیلی خوب بوده است. یعنی الان نسل قبل از ما اکثرا دستاورد آموزش و پرورش هستند. مسابقات هم خیلی جدی ‌تر گرفته می‌شد. این طور که من از دوستان شنیدم، کنگره‌ های کشوری مثل شعر بود. شما حساب کنید الان شعر به علاوه ی داستان و به علاوه ی مطالعه و تحقیق است که نمی ‌تواند شعر استفاده خوبی داشته باشد. اما آن‌ ها در دهه شصت یک هفته رامسر می‌ رفتند، بزرگانی مثل نصرالله مردانی، آقای جواد محقق بودند و یک رابطه ‌ای داشتند که واقعا ما هنوز نداریم. و دیگر این که شعر و ادبیات جدی گرفته می ‌شد. درست مثل ورزش، در مسائل فرهنگی و ادبی آموزش و پرورش بسیار زیادی دارد. اما این که چه قدر می ‌تواند استخراج کند، هنوز این سؤال است.

 

فارس: انجمن‌های ادبی در یزد پویا و فعال هستند؟

بله، الحمدلله فعال هستند.

 

فارس: خودتان بیشتر کدام انجمن تشریف می‌برید؟

انجمنی که در این هشت نه سال شرکت می‌ کردم، انجمن ادبی جیحون است که مسئولش جناب آقای احرامیان ‌پور هستند.

 

فارس: دوستان دیگری که در انجمن ادبی جیحون حضور دارند چه کسانی هستند؟

شاید بی ‌راه نباشد که بگویم طیف شعرای جدید یزد، عمدتاً محصول انجمن ادبی جیحون هستند. البته انجمن‌های باسابقه ‌تری در یزد هست مثلا انجمن کتابخانه وزیری که از زمان مرحوم وزیری بزرگ فعال بودند.

 

فارس: آقای وزیری چه کسی بودند؟

مرحوم وزیری فردی است که یک کتاب خانه خیلی مفصل در یزد فراهم کرده است.می توانم بگویم ایشان واقعا یکی از خادمین فرهنگی کشور بودند.

 

فارس: این کتاب خانه‌ ای که می‌ فرمایید در کدام قسمت از یزد واقع شده است؟

جنب مسجد جامع کبیر یزد است و علی‌رغم انجمن‌های ریشه‌ داری مثل کتاب خانه وزیری که طیف ‌های مختلف ادبیات را پوشش می‌دهد، به نظرم جریان شعر امروز یزد مبتنی بر افرادی است که محصول دست رنج جناب آقای احرامیان بودند.

 

فارس: حضور افراد شاعری مثل جناب آقای زکریا اخلاقی در شهر یزد چگونه است؟

خوب، ایشان در این سال ‌ها از شاعران شناخته شده کشور هستند. به خصوص در زمینه شعر دفاع مقدس و اشعار آیینی بالاخره یک وزنه قابل توجهی هستند که همه ی ما از حضور ایشان استفاده می‌ کردیم. ولی اگر شرایط مهیا شود که ایشان بیشتر با شعرای جوان ارتباطات مداومی داشته باشند واقعا اثربخش خواهند بود.

 

* شعر بدون امضای زکریا اخلاقی را بخوانید متوجه می‌شوید که شعر از کیست

 

فارس: کارهای آقای اخلاقی را خودتان مطالعه کرده اید؟ مثلا غزلی که در تبسم‌های شرقی آمده است؟

بله، ایشان یک سبک خاص دارند، یعنی اگر شعر بدون امضای ایشان را هم بخوانید متوجه می‌شوید که شعر زکریا اخلاقی است. شعرهایش یک شعر اخلاقی و صمیمی و آرام است. این ویژگی شعرهای تبسم شرقی آقای اخلاق است.

 

فارس: ما را خوش است سر سکوتی که پیش روست

گشت و گذار در ملکوتی که پیش روست

بر گیسوی تغزل ما شانه می‌کشد

شیوایی دو دست قنوتی که پیش روست

تجریدی از طراوت گل های مریم است

این سفره معطر قوتی که پیش‌ روست

بگذار با ترنم مستانه بگذرد

این چند کوچه تا جبروتی که پیش‌ روست ...

بله، واقعا کارهای ایشان جالب و خواندنی است.

 

فارس: شما از شعرهای آقای اخلاقی تاکنون اثرپذیری داشته ‌اید؟

نمی‌شود گفت نه. اما باید یک کار علمی و آکادمیک بشود که طیف شاعران دهه هشتاد و دهه گذشته در استان یزد و به تبع آن شعر کشور چه قدر از جناب آقای اخلاقی و احرامیان‌پور و مرحوم شفق اثر پذیرفته‌اند. همین مرحوم شفق، غزل‌های خیلی استواری دارند. این که من بگویم چقدر از ایشان تأثیر پذیرفتم شاید غیر علمی باشد.

 

فارس: کار آکادمیک در این حوزه‌ای که عنوان فرمودید تا به حال انجام شده است؟

نه، متاسفانه انجام نشده است.

 

فارس: این یک نقص بزرگ است؟

تا وقتی ما دنبال این باشیم که کارهای آماری انجام دهیم و به گزارش دادن اکتفا کنیم، من حداقل انتظار ندارم که کارهای این چنینی انجام شود. بله، یک وقت اگر این کارها انجام شود ما برکاتش را خیلی زود خواهیم دید. چرا در این حوزه ادبیات نمی‌توانیم علمی کار کنیم؟ در صورتی که خیلی از شخصیت‌ها هستند که توانایی این کار را دارند فقط باید از ایشان حمایت شود. حالا این که چه کسی می‌تواند این فعالیت‌ها را انجام دهد متولی‌های اصلی فرهنگی کشور باید پاسخ دهند و زمینه‌ سازی ‌های اولیه را باید ایشان انجام دهند. مطمئنا علاقه ‌مندانی در این زمینه هستند که این فعالیت‌ ها را به صورت جدی پی بگیرند.

 

فارس: مؤسسه‌های معدودی مثل شهرستان ادب یک چنین فعالیت‌هایی در حوزه شعر و خصوصا شعر انقلاب انجام می‌دهند و جنابعالی هم در بعضی از جلسات آن موسسه شرکت کردید، نظر شما درباره ی جلساتی که آن موسسه بر پا می‌کند چیست؟

می‌خواهم برگردم به صحبت‌های ابتدایی ‌ام؛ در مورد شعر دهه شصت که با محوریت آموزش و پرورش انجام می‌ شد، آن اتفاق ‌های خوب و خاطره ‌های خوب الان دارد در شهرستان ادب دیده می‌ شود. مدیریت خوب جناب آقای مؤدب و همکاری شاعران دارد به این فضا کمک می ‌کند. من خودم هم جزء شاعرانی بودم که به آن جا دعوت شدم. فکر می ‌کنم اگر این موسسه به همین قدرت جلو برود و صبر و حوصله داشته باشیم و به کارهای خلق‌الساعه علاقه نداشته باشیم، ان‌شاءالله در آینده از جریان ‌های ادبی شهرستان ادب بیشتر خواهیم شنید. کما این که الان هم واقعا خیلی از چهره ‌های شهرستان ادب در کنگره‌ های مختلف شعری کشور درخشش‌ های خاص خودشان را داشتند و این خیلی قابل تأمل است. با توجه به این نکته که اکثر آن‌ ها شاعران زیر بیست و پنج سال هستند.

 

* رونق بالای شعر در یزد

 

فارس: اوضاع شعری استان خودتان را چگونه ارزیابی می‌ کنید؟

خیلی روند رو به رشدی دارد. ما شاید سال‌ها در صحنه ادبی کشور حضور کم رنگی داشتیم، اما به خصوص از ابتدای دهه ی هشتاد، شعرای جدیدی که از شهرستان یزد وارد فرایندهای کنگره‌ ها شدند و اعتماد به نفس و دانش کسب کردند، زیادند. اگر من الان بخواهم نمونه ‌ای از ایشان را بگویم، شاعرانی که امروز در اختتامیه بیستمین کنگره ی شعر دفاع مقدس حائز رتبه شدند، از بیست نفر، چهار نفرشان از استان یزد بودند که فکر می ‌کنم این خودش نشان‌ دهنده ی رونق بالای شعر در استان یزد هست که امیدواریم تقویت شود.

 

فارس: خود شما بیشتر به کدام قالب شعری تمایل دارید؟

من غزل کار می ‌کردم. و اخیرا در حوزه شعر کودک هم کار می‌ کنم. به خصوص شعر کودک را در فضای آئینی و دفاع مقدس تجربه کردم.

 

* نکاتی که باید در شعر کودک و نوجوان توجه کرد

 

فارس: اگر از شما بخواهم که در حوزه کودک و نوجوان به چند شاعر موفق اشاره کنید، بیشتر نام چه کسانی را به زبان می‌آورید؟

اجازه بدهید من افراد را نام نبرم، شاید قضاوت‌ های شخصی من در حدی نباشد که بخواهد در مورد افرادش حکم صادر شود. ولی من می ‌توانم یک ویژگی ‌هایی را مشخص کنم که در این زمینه‌ها در سال‌ های اخیر بیشتر توجه شده است، و یک فاصله‌ای که ما از بزرگان شعر کودک و نوجوان در بعد از انقلاب داشتیم، آن فاصله الان دارد با کتاب ‌های خوبی پر می‌ شود و حتی به ویژگی‌ های شعر کودک و نوجوان دقت کنیم، به نظر من مهم ‌ترین این ویژگی‌ها این است که کودک بتواند با شعر ارتباط برقرار کند. شاعران کودک و نوجوان ما به این توجه دارند که مخاطب اصلی شعر ما کودکان هستند. چقدر واقعا شعرهایشان را برای کودکان خواندند و چه قدر بازخوردشان را گرفتند؟! به نظرم در این زمینه خوب دارد کار می‌شود. در حوزه روان‌شناسی کودک و روان‌شناسی رشد خوب کار شده است و می‌تواند مؤثر باشد. یا این که شناخت کودک در چه مرحله ‌ای است؟ به این نکات باید در شعر کودک و نوجوان توجه کرد. این مواردی که گفتم اخیراً بیشتر دارد به آن‌ها توجه می‌شود. هم از سمت شاعران و هم از سمت کنگره‌ ها دقت شده است.

 

* شعر قیصر سنگ محکی در اشعار کودک و نوحوان است

 

فارس: جناب آقای خدایی! شما حضور افرادی مثل قیصر امین ‌پور با مجموعه‌ هایی مثل «به قول پرستو»، «ظهر روز دهم»، «مثل چشمه ، مثل رود» و افشین علاء در «یک سبد بوی بهار» و افراد این‌ چنینی را چه گونه ارزیابی می ‌کنید؟

شاید بشود گفت اهمیت ایشان آن قدر زیاد است که از پایه ‌گذاران ، این بزرگانی بودند که شما فرمودید و اهمیت ایشان را از آن جایی خیلی زیاد می ‌بینم که سطح شعر کودک و نوجوان را ایشان پایه ‌گذاری کردند، یعنی ما هنوز هم که هنوز است با وجود این که چهره ‌های خیلی جدیدی اضافه شدند، وقتی می ‌خواهیم یک شعر نوجوان بخوانیم، شعر مرحوم قیصر امین ‌پور کاملا یک سنگ محکی است تا ما شعرهای امروزی را با آن بسنجیم.

 

فارس: بله، نگاه ‌های او در حوزه ی دنیای نوجوان واقعا ستودنی است. مثلا در مجموعه ی «به قول پرستو» یک شعر ارجمندی در مورد خدا دارد:

پیش از این‌ ها فکر می ‌کردم خدا

خانه ‌ای دارد کنار ابرها

قیصر، خدایی که برای یک نوجوان تصویر می‌کند خیلی جالب است!

بله و کاملا مبتنی بر روان ‌شناسی رشد کودک و نوجوان است. این کتاب «شعر و کودکی» ایشان خیلی جالب است. منظورم این است که هنوز سنگ بنای ما آن ‌ها هستند و باید یک برنامه‌ ریزی اساسی کنیم و چه قدر خوب است که یک شخصیت ادبی که نیازی شاید به این کار ندارد -مثل «قیصر امین‌پور» که یک فرد شناسنامه‌ داری در فضای شعر معاصر ماست- به این فکر می‌ کند که باید در حوزه ی کودک و نوجوان کار کند.

 

فارس: و جالب‌‌ تر این که جایی را بنیان ‌گذاری می ‌کند با عنوان «سروش نوجوان» و این نشریه در رشد شعر کودک و نوجوان نقش به سزایی داشته است.

خیلی از معاصرین ایشان علاقه‌ ای به ورود در حوزه ی نوجوان نداشتند، یا این گونه بگوییم که بعضی‌ ها خودشان را بیشتر و بالاتر از این می‌دانند که وارد حوزه شعر کودک بشوند. اما ما نگاه می‌ کنیم فردی مثل قیصر امین ‌پور، که من فکر می‌ کنم برآیند شعر معاصر ما هست، وقتی وارد این عرصه می‌ شود علامت سؤال های زیادی را حداقل برای هم نسلان من فراهم می‌کند و چقدر این حوزه، حوزه ی مهمی است. فردی که در غزل جزء سرآمدان معاصر ماست، وارد این عرصه می شود و کار می‌ کند.

 

فارس: چند دقیقه پیش بیستمین کنگره شعر دفاع مقدس برپا بود. جنابعالی کنگره شعر دفاع مقدس را چه گونه دیدی؟

در این سال ‌ها شدت و ضعف‌ های زیادی داشتیم، اما مهم آن جریان و حرکت اولیه است که خیلی مبارک است. به همین جهت در این سال‌ ها، کنگره ‌ای مثل شعر دفاع مقدس در این سطح نداشتیم که مراحل استانی دارد و داوری می‌شود و بعد به مرحله کشوری ارسال می‌گردد و یک همایش کشوری دارد که برگزیده‌ ها مشخص می‌ شوند. خیلی اتفاق مبارکی است! در این سال‌ های اخیر اگر دقت کنیم می ‌بینیم که اتفاق‌ های خیلی خوبی در حوزه ی ادبیات پایداری ما افتاده است. به نظرم یکی از عوامل خیلی مهمش کنگره‌ های شعر دفاع مقدس است. ولی در این سال‌ ها در برنامه ‌ریزی ‌ها و ارتباطی که  می توانستیم بین مخاطب عادی و مردم با شعر ایجاد کنیم، به نظرم ناموفق بودیم.

 

* کسی که مردم را با شعر آشتی داد

 

فارس: حضور افرادی مثل مرحوم محمدرضا آقاسی چه قدر این فضا را پر کرده بود؟

خیلی ‌ها اعتقاد دارند از این جهت که ایشان مردم را با شعر آشتی داد، و یا افراد عامی اصلا شعر دفاع مقدس را به اسم ایشان می‌شناسند. البته نمی‌خواهم وارد این قضاوت شوم که شعر دفاع مقدس در ایشان خلاصه می‌شود و یا ایشان نماینده ی شعر دفاع مقدس هستند، نه، با این مورد کاری ندارم اما به واسطه ی این که مردم را با ادبیات آشتی داد جالب بود. نحوه ی شعرخوانی ایشان خوب بود. چرا خیلی از شاعران مطرح ما هم تیراژ دفتر شعرشان بیشتر از پنج هزار تا نیست؟ به این خاطر که ارتباط مناسبی بین مخاطب عام و مؤلف فراهم نشده است.

کارهایی که مرحوم آغاسی در این زمینه انجام دادند، می ‌تواند یک سؤال برای ما ایجاد کند که چرا ما فقط یک نمونه داریم. حالا اگر این نمونه را نمی ‌پسندیم به نمونه ‌های دیگری فکر کنیم. وقتی کنگره‌ ای که در شهر تبریز برگزار می ‌شود باید برای این شهر یک اتفاق مهم باشد، اهالی شهر با خبر بشوند و بیایند شعر گوش کنند. به نظرم اتفاق خوبی که در کنگره ی قبلی در یزد افتاد، برای مردم شهر دعوت ‌نامه صادر شد که در زمان مشخص بیایند شعر گوش دهند، افرادی که مخاطب عادی بودند و یا هنرمند رشته‌ های دیگر بودند، دیدیم سالن اکثراً پر بود و مردم گوش می ‌کردند. جای این‌ جور اتفاقی در کنگره ی تبریز خالی بود!

 

فارس: امروز در بسته‌های فرهنگی کتاب «گزیده شعر بیستمین کنگره» با عنوان «میدان ‌های تحریر» و ... توزیع شد. شما کتاب‌ها را دریافت کردید؟

نه، متاسفانه هنوز به دستم نرسیده است. کتاب‌ها دیر به کنگره رسید. در کنگره ی قبلی که کتاب دست ما نرسید. می‌شود با یک برنامه‌ ریزی دقیق ‌تر کتاب‌ ها کمی زودتر به دست شاعران برسد و این کار سختی نیست.

 

* شاعران جشنواره‌ ای، سلام!

 

فارس: اگر برایتان مقدور هست ما را به یکی از شعرهای خودتان چه در حوزه کودک و نوجوان و یا در حوزه بزرگسال مهمان کنید.

یک غزل برایتان می‌ خوانم که در حوزه ی دفاع مقدس هم کار شده است:

صبح شد ولی نرفته شب هنوز، صبح خسته اداره‌ ای، سلام!

مردهای بی ‌ستاره رفته‌ اند، شأن و رتبه‌ ستاره ‌ای، سلام!

ما مسافران دور عادتیم، عاشقان سرد بی ‌محبتیم

سکه‌ های عشق بی‌ بها شدند، شاعران جشنواره‌ ای، سلام!

تو ولی شبیه عشق بی ‌کسی، مثل جنگ‌ هایمان مقدسی

حیف پا به پا به ما نمی‌ رسی، روی یک عصا سواره ‌ای، سلام!

بیت پرشکوه نصف و نیمه ‌ام! بین شعر کوچه لنگ می ‌زنی

آمدی و رفتی و کسی نگفت، پهلوان پا اجاره ‌ای، سلام!

پهلوان ما بهای ارزها ست، پنبه پهلوان پشت مرزهاست

خربزه تمام و وقت لرزهاست، موج‌ های ماهواره ‌ای، سلام!

از شب شناور بَلَم بگو، از عیار خون بهای غم بگو

یک غزل به خاطر دلم بگو، شاه بیت چارپاره ‌ای، سلام!

قلب ما که موزه مرض شده است، لنگ یک سلام بی‌ غرض شده است

واژه‌ های شهر ما عوض شده است، بین واژه‌ ها چه کاره‌ ای، سلام!

 

فارس: نکته ی دیگری اگر باقی مانده است بفرمایید.

خواهش می‌ کنم، از شما تشکر می‌ کنم و امیدوارم که این جریان اصیل فرهنگی روز به روز با طراوت ‌تر شود.

 

فارس: خیلی ممنون!

 

 

 


نوشته شده در شنبه 91/9/25ساعت 11:28 صبح توسط محمدصادق خدایی نظرات ( ) |


به نام خدا

ایام سوگواری سالار آزادگان جهان حضرت سیدالشهدا(ع) را به همه ی شما تسلیت عرض می کنم. امید که در این محرم قدمی یا پله ای به اندیشه و مرام والای حسینی نزدیک بشویم.

دیروز استاد ارجمند ما جناب علیرضا احرامیان پور از من غزلی عاشورایی خواستند که تا شب برایشان ارسال کنم. وقتی میان اشعار جستجو می کردم متوجه شدم که غزلی جدید و در خور حماسه حسینی در اختیار ندارم. همین بود که دست به قلم شده و غزلی را که تقدیم می شود به پایان رساندم. تا یار که را خواهد و میلش به که باشد:

اسفند تقویم


آیات با تفسیرها افتاده بودند

نازکترین تعبیرها افتاده بودند

 

در خواب دیدم در میان یک بیابان

سگها به جان شیرها افتاده بودند

 

بر تیغهای ابروان نوجوانان

زخم کمان پیرها افتاده بودند

 

این سیبهای سرخ در اسفند تقویم

از چشم تار تیرها افتاده بودند

 

با چشم خیسم آشنا هستی تو ای عشق

در آب این تصویرها افتاده بودند

 

یکسو تمام بنده ها آزاد بودند

یکسو تمام میرها افتاده بودند

 

یک کوه سنگ خیره می بارید بر ما

چون از نفس شمشیرها افتاده بودند

 

*  *  *  *


زنجیره های زر نشان شهر ای وای

در حلقه ی زنجیرها افتاده بودند...


محمدصادق خدایی/ 10 آذر 1391


نوشته شده در شنبه 91/9/11ساعت 11:29 صبح توسط محمدصادق خدایی نظرات ( ) |

 

به نام خدا

غزلی که تقدیم می کنم اولین غزل جدی من و یادگاری دوران دانش آموزی است. فکر می کنم در اسفند ماه 1381 سروده شد و اولین بار آن را در شلمچه در جمع دانش آموزان و فرهنگیان شاعر سراسر کشور خواندم که با توجه به سن و سال من بسیار مورد توجه قرار گرفت.

البته این غزل خیلی معروف شد و در برخی جاها شهرتش از شاعر نیز پیشی گرفته است. به امید اینکه شهیدان گمنام ایران اسلامی عنایتی به این غزل داشته باشند:

بیسیم

حاجی تمام گشته مهماتمان،تمام

ما مانده ایم و چند تن نیمه جان،تمام


ما مانده ایم و غربت تلخی از ابتدا

تا انتهای وحشت آخر زمان،تمام


خرچنگ ها محاصره را تنگ کرده اند

اما امید ماست خدا بی گمان،تمام


حاجی خدا کند که بفهمی چه دیده ام

از پشت زخم های دل آسمان،تمام


اینجا هنوز اول خط شروع ماست

پایان انتظار به خون خفته مان،تمام


فرصت گذشته است مرا هم حلال کن

شاید شکسته شیشه عمر جهان،تمام


تنها صدای خش خش بیسیم بود و بس

تنها صدای اشهد یک نوجوان،تمام


ده سال بعد کار تفحص نتیجه داد

بیسیم تکه تکه و یک استخوان،تمام


حالا کنار تربت حاجی نوشته اند:

گمنام، عشق ما و خدا بیکران،تمام


محمدصادق خدایی – فروردین1381

 

 


نوشته شده در پنج شنبه 91/8/11ساعت 7:9 عصر توسط محمدصادق خدایی نظرات ( ) |

<      1   2   3      
Design By : Pars Skin